۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه

بخشی از خدمات رضا شاه بزرگ بنیانگذار ایران نوین درعرض 16 سال سلطنت وی بر ایران



ايجاد صنايع دخانيات داخلي در سال 1316
راه اندازی اولین كارخانة قند و شكردر 1309 (اولین کارخانه در 1274 تأسیس گردیده بود اما بعد از 3 سال با فشار کمپانی های خارجی بسته شد)
تأسیس اولین كارخانة سيمان در  1312 در نزدیکی شهر ری با ظرفیت 100 تن در روز

تأسیس اولین کارخانة آردسازی در سال 1299
تأسیس اولین کارخانة بافندگی نخ و ابریشم در سال 1304
تاسيس موزه ملي ايران در سال 1316
تأسیس انجمن ملی تربیت بدنی (خاستگاه سازمان تربیت بدنی کل کشور) در سال 1313
تأسیس استادیوم امجدیه تهران (شهید شیرودی فعلی) در سال 1313
امکان استفادة همگانی از تلفن (در سال 1302 شمسی قراردادی برای احداث خطوط تلفنی زیرزمینی با شرکت زیمنس و هالسکه منعقد شد و سه سال بعد در آبان ماه 1305 شمسی تلفن خودکار جدید بر روی 2300 رشته کابل در مرکز اکباتان آماده بهره‌برداری شد. مرکز تلفن اکباتان در سال 1316 شمسی به 6000 شماره تلفن رسید)

حمایت واقعی از تولید، کار و سرمایة ایرانی (افزایش تعداد شرکتهای صنعتی ایرانی از 93 شرکت در سال1310 به 1835 شرکت در سال 1320)
توسعة صنایع دیگر: 8  كارخانه چرم­سازی، كارخانه­ های جورابِ  كش­بافی، كبریت­سازی، آهن­سازی، ریخته­ گری، نجاری، كیسه و حریر بافی رشت، بطری­سازی، كمپوت و مربا­سازی خراسان، كارخانه پنبه اصفهان، كارخانه تهیه تراورس و كارخانه قیر اندود كردن تراورس،  كنف، کارخانة تولید صابون و روغن­كشی

به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ مهر ۳, دوشنبه

تصاویـــری از آرامگاه خداوند سخن فردوسی تـــوسـی


 بنام خداوند جان و خرد »»«»«« کـزین برتر اندیشـه برنگذرد 

0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
0000 Bikalak.com عکس های آرامگاه فردوسی
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

نامه سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به وزیر خارجه کانادا دهم سپتامبر ۲۰۱۲ / از محترم مومنی روحی



هزاران درود بر شهریار عزیز میهنمان شاهزاده رضا پهلوی که از سوی ملت بزرگ سرزمینش ، از عملکرد منطقی دولت فدرال کانادا تقدیر نموده اند . خواندن متن این نامه سرگشاده ، نکته بسیار مهمی را در مقابل نظر خواننده آن مطرح می سازد . و آن این است که شهر
یار سرفراز میهنم ، حتی حکومت متحجر اسلامی را قابل نمی داند که نام منفور آنها را < جمهوری اسلامی > بنویسد و بر زبان بیاورد ؛ و با نامیدن این اشغالگران سلطه جو به عنوان < رژیم ایران > ناقابل بودن این ددمنشان جنایتکار را بیش از پیش به رخشان می کشد . امید که به زودی سایه مهر گستر ایشان ، در نقش کسی که حق پادشاهی اش بر سرزمین ما ، از لحظه تولد خجسته اش اثبات شده بود ؛ همه ایران و ایرانیان را در بر بگیرد . پاینده ایران جاوید شاه


نامه سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به وزیر خارجه کانادا
دهم سپتامبر ۲۰۱۲

عالیجناب جان برد
وزیرامورخارجه کانادا

آقای برد عزیز،

من تصمیم اخیر دولت شما مبنی بر قطع روابط با جمهوری اسلامی ایران را تحسین می کنم. مدت زمانی طولانی است که رژیم اعمال ددمنشانه برعلیه شهروندان خود مرتکب می شود و مبادرت به اقدامات شرورانه در منطقه می کند که تبعاتی نیز داشته است. تصمیم کانادا برای ایستادگی در برابر رژیم حاکم بر ایران هم شجاعانه و هم درست است. من باور دارم که سایر کشورها نیز منش کانادا را پیروی خواهند کرد.


در اوایل سال جاری، من گزارشی تقدیم شورای امنیت سازمان ملل و ICC نمودم که شامل جزییات نقض مستمر و شرم آور حقوق بشر توسط رژیم حاکم بر ایران – در داخل و ماورای مرزهای ایران می باشد. واقعیت تلخ و ثابت شده ای است که در رسانه ها توسط سازمان های مدافع حقوق بشردر طی این سال ها به کرات مطرح شده است؛ ولی، متاسفانه، رژیم حاکم برایــران چالش ناپذیــر و روز به روز گستـاخ تر می شود.


قطع روابط دیپلماتیک با ایران زمینه یک فرصت جدید را برای روشنگری در مورد نادیده گرفتن مستمر قطعنامه های سازمان ملل و نقض حقوق بشر توسط رژیم حاکم را میسر می سازد. هرچه رژیم منزوی تر شود، و هر چه تحریم های اقتصادی رژیم را متزلزل تر نماید، امید به برخاستن ملت ایران برای رها کردن خود از چنگال این رژیم تمامیت خواه افزایش می یابد.


خواست موجه و برحق ایرانیان توقف کامل نقض حقوق بشر، آزادی زندانیـان سیاسی و انتخابات آزاد می باشد که امیدوارند که جامعه جهانی خواست آنان را نادیده نگیرد و در مبارزه آنان را تنها نگذارد. کانادا همبستگی خود را با بهترین روشی نشان داده است، و برای این اقدام من از سوی هم میهنانم از شما سپاسگزاری می نمایم.


با احترام شایسته

رضا پهلوی
منبع: سایت شاهزاده رضا پهلویhttp://www.rezapahlavi.org/details_article.php?persian&article=616


به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ شهریور ۱۰, جمعه

چه کسانی بر سر سفره مردم ایران نشسته اند ؟



از  محترم مومنی روحی 

زمانی که هیچ کسی در دنیا چیزی به عنوان مهمانی دادن و پذیرائی کردن را نمی دانست ؛ مردمان ایرانزمین از درویش تا دولتمند ، به میهمان نوازی شهره بودند . از چوپانی که سحرگاه هنگام خارج شدن از خانه اش در روستا ، کمی نان و پنیر برای ناهارش همراه خویش به صحرا می برد ؛ تا تاجری که در هجره اش در بازار ، همه روزه لذیذ ترین ناهارها را ، از بهترین رستورانهای نزدیک هجره اش برایش می آوردند ؛ حاضربودند آنچه را که برای خوردن داشتند با دیگران تقسیم کرده و با مردم دیگر مصرف بکنند .
ولی در این دوره از عمر میهنمان ، مردمان ایران در چنان شرایط بدی اسیر شده اند ؛ که مرد بیکار در خانه بچه داری می کند ؛ تا همسر جوانش برای تأمین هزینه خانه ، نجابت و پاکدامنی خودش را به حراج بگذارد ! پدر معتاد کنار بساط اعتیادش چرت می زند ؛ پسر کوچک و نابالغش ، در خرابه های شهر به جمع آوری شکسته های آهن آلات و چدن ، و یا لوازم پلاستیکی دور انداخته شده می پردازد ؛ تا اواخر روز ، گاریچه ای را که با آن آشغالهای جمع آوری شده انباشته است ؛ با هزار بدبختی و سختی ، با همان جثه کوچکش در خیابانها و کوچه های شهر با خودش بکشد و تا خارج از شهر نزد کارگاه های ریخته گری و امثال اینها ببرد و بفروشد . شاید از این طریق پر رنج و محنت ، بتواند مبلغی پول به دست مادر بیچاره اش برساند ؛ که او به وسیله آن شام و ناهاری ساده را برای خانواده اش تدارک ببیند !
در صورتی که غیر از زحمات جسمانی برای این گونه از کودکان ، صدها خطر روانی هم ایشان را تهدید می کند . پسرکان نوباوه زیبا و ظریف ، که نامردان روزگار که در محیط اطرافشان حضور دارند ؛ با کمال تأسف تعدادشان هم زیادتر شده است ؛ به بهانه های گوناگون از این کودکان معصوم سوء استفاده های جسمی و  جنسی هم می کنند ؛ و لطمات روحی شدیدی را به این بی نوایان وارد می آورند . شرم و ننگ بر توی پدر ، که با افسون و نیرنگ حاکمان کنونی کشورت ، خودت را به دام اعتیاد انداخته ای ، و تن لشت را در خانه ولو کرده ای ، و زن و فرزندانت را به این پیسی و رنج و زحمت گرفتار ساخته ای !
یعنی همان کاری را می کنی ، که جمهوری منفور اسلامی ، حاکمیت فاسد و جنایتکار کنونی در سرزمینت ، به طور عمد برایت به وجود آورده ، تا تو را از حمیت مردانگی و غیرت انسانی ات ساقط بکند . سپس خودش با خیال راحت همه دارائی تو و امثال تو در میهنت را ، به تاراج ببرد و خویشتن را فربه تر هم بسازد !
 آیا سزاوار است که از پول همین ملت زجر کشیده ایرانی ، به دبیرکل سازمان ملل متحد ، به آقای بان کی مون ، از سوی رهبر قدرت پرست این انقلاب لعنتی ، و دیگر مسؤلان این رژیم خودکامه ، قالیچه ابریشمی با بافت تصویری از شمایل بان کی مون را هدیه بدهند ؟ در حالی که به وضوح حالت باج داده شدن آن اثر هنری ایران به او کاملا مشخص و آشکار است ؟
البته از قبل قول دادن چنین هدایائی ، و گرداندن ایشان در همه ایران ، و بهترین پذیرائی ها را به او و دیگر شرکت کنندگان در اجلاس جنبش غیر متعهد ها ، که با هزینه های میلیاردی در تهران برگزار می گردد را داده بوده اند . چون اگر با این وعده ها میهمانهای اجلاس را دعوت نمی کردند ؟ همین سی درصد نیز پاسخ مثبت به دعوت آخوندها را نمی دادند و نمی پذیرفتند که در این نشست ها حضوربیابند !
تا به حال این اندیشه در میان ما رواج داشت ، که ملتی هستیم ساده انگار و زودباور ، ولی انگار این دو صفت نه چندان خوب ، بلکه بد و زیانبار ، در میان نسل بشر در این گیتی گستردگی فراوانی را یافته است . فردی که از طریق مراجع قانونی بین المللی ، حکم دستگیری اش به همه جهان صادر گردیده است ؛ به راحتی در این اجلاس حاضور می یابد ؛ و در میان جمعی که یکی از آنان دبیرکل سازمان ملل متحد نیز هست می نشیند ؛ و همگی شان به خاطر نمی آورند ، که این فرد ( عمر البشیر ) باید طبق آن حکم ، در هر کجای دنیا که دیده ببشود ، دستگیر شده و به مراکز مربوطه تحویل داده بشود !
این یعنی چه ؟ یعنی خودشان قانون می گذارند و خودشان هم به نفی قانون خویش می پردازند . اگر غیر از این بود ؟ چرا نباید در این اجلاس ، نه فقط ازحضور او جلوگیری می نمودند ؛ بلکه فورا دستور دستگیری وی را صادر نموده و به مرحله اجرا هم می گذاشتند !
" چراغی که به خانه رواست ، به مسجد حرام است . " ! حتی اگر دلیل بسیار موجهی هم وجود داشته باشد ؛ هزینه کردن میلیاردها تومان جهت برگزاری این اجلاس چه چیزی را به اثبات می رساند ؟ قرار دادن عکس دو سه متری خامنه ای جنایتکار در سالن برگزاری این نشست چه معنائی خواهد داشت ؟ منفی بافانی که به برگزاری جشن بزرگ دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی در ایران ، که به همت و دستور پادشاه فقید در تخت جمشید برگزار گردید انتقاد می کنند ؛ باید با دیدن این عکس چند متری جلاد جمهوری اسلامی در این اجلاس ، از رفتار و گفتار خودشان نسبت به محمدرضاشاه پهلوی خجالت بکشند !
در آن جشن بزرگ ملی ، که هدف اصلی پادشاه ایران ، نشان دادن عظمت باستانی سرزمین ما به سران سایر ملل جهان بود ؛ کسی به یاد نمی آورد ، که چنین عکس بزرگی از محمدرضا شاه پهلوی روانشاد درهیچ کجای تخت جمشید ، به دیواری آویخته بوده ، و یا در محل برپائی آن جشن ، در معرض دید مدعوین قرار داده باشد !
آخوند یک لا قبای دیروز ، و میلیاردر صاحب جلال امروز ، به جائی رسیده که عکس چند متری اش را ، در انظار سران دیگر ملل دنیا می گذارد ؛ اما با آن عمامه دومنی که بر سرگذاشته است ، یک جو عقل ندارد که در یک مجمع عمومی ، به طور چنین علنی که در گفتارش وجود داشت ؛ ابلهانه به کشورهایئ که تا به حال پرخاش می کرده اند ؛ در انظار هم ترازان خودشان ، بخصوص نزد دبیرکل سازمان ملل متحد به بدگوئی کردن از آنان برخیزد ؛ و همان سخنان قبلی را ، که سی سال است خطاب به اسرائیل و آمریکا می گویند تکرار بکند !
شاید هم خیالش از بابت بان کی مون آسوده بوده ، که با دادن آن هدیه بی نظیر و بسیار گرانبها ، که قبلا به آقای دبیرکل سازمان ملل متحد قولش را داده و او را خریده بوده اند ؛ با خیالی راحت هر چه که دل تنگش می خواسته را گفت و از خوان گسترده ملت در عذاب نشسته ایران ، که خودشان سفره اش خالی شده ، شکم یک مشت مفت خور بی خاصیت و کم ارزش را پر می کنند . از دارائی ملت ایران سوء استفاده می نمایند ، که خودشان را حاتم طائی جلوه بدهند !
تابستان 2571 آریائی

به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ شهریور ۴, شنبه

گفتا ز که نالیم ؟ از ماست که بر ماست


تعدادی از دوستان عزیزمان ، که عاشقان صمیمی ایران و ایرانی می باشند ؛ به شدت از دفتر و دستک راه انداختن جریانات مشکوک ، که در ظاهر مقاصد مثبتی را پیگیری می نمایند ؛ اما در باطن اهداف و نیت های شوم ایران ستیزانه ای را دنبال می کنند ؛ و در این راستا ، جلوی پیشرفت کردن ایده های اشخاصی را ، که دلسوزانه برای مام میهنشان می کوشند را می گیرند ؛ دچار نگرانی و اضطراب شدید نموده است . که البته حق هم دارند .
چرا که در جای جای این دنیای پهناور ، بسیارند ایرانیانی که برای سرنوشت و آینده کشور و هموطنان خویش ، به هراس افتاده اند ؛ و با دیدن اینهمه دیدگاههای گوناگون ، سررشته کارهای اصلی از دستشان خارج گشته ، تا حدودی نیز در این باره به سردرگمی هم رسیده اند .
راه دور نروید ، به همین فیسبوک توجه کنید ، که فقط در ارتباط با ابراز پشتیبانی از اهداف میهن پرستانه شهریار ایرانزمین ، شاهزاده رضا پهلوی ، چندین صفحه متفاوت و با نامهای مختلف را گشوده اند !
البته هر چه که تعداد طرفداران و هواداران ایشان بیشتر باشند ؛ بدیهی است که تعداد پشتیبانان فعالیت ها و نتایج عملکردهای ایشان نیز بیشتر خواهند شد . اما منطقی تر این است ، که همه این بزرگواران،  زیر چتر یک نام به کوششهای خویش می پرداختند ؛ نه آنکه نام یک صفحه " طرفداران شاهزاده رضا پهلوی " باشد ؛ و صفحه دیگر " هواداران راستین شاهزاده رضا پهلوی " نامگذاری شده باشد !!
دوستان عزیز ، وقتی کسی از فردی هواداری می کند ، و طرفدار وی می باشد ؛ راستین و غیر راستین که ندارد ! آدمی یا چیزی را قبول دارد و یا ندارد ؛ وقتی هم که آنرا پذیرفت ، و همه اهدافش را پسندید ، و به طرفداری کردن از او برخاست ؛ درک مسأله زیاد مبهم نیست ، که آیا در تصمیمش راستین است یا خیر ؟!
یکی از دلائلی که متأسفانه در طول سه سال اخیر ، موجب گشته که نگارنده تعداد زیادی از دوستان فیسبوکی خودم را از دست بدهم ؛ همین مسأله نگشودن صفحه ای اختصاصی ، جهت طرفداری کردن از ایشان بوده است ! آنانی که مرا می شناسند و دست کم از طریق دل نوشته هایم با افکار من آشنائی دارند ؛ به درستی می دانند که من با تک تک سلولهایم ، به شهریار میهنم عشق می ورزم و به همه برنامه های ایشان ، برای آزاد سازی خانه ی پدری ام ، اعتقادی راسخ داشته و دارم و خواهم داشت . برخی از دوستان ، بارها برایم یادداشت فرستاده اند ، که ایکس و ایگرگ به بدگوئی از تو مشغولند ؛ و به دیگران توصیه می کنند که نامشان را از لیست دوستان تو خارج بکنند !
البته هیچ اشکالی ندارد ، دلیلی هم موجود نیست که همه ما را قبول داشته باشند ؛ اما شرف و وجدان و انسانیت کجا رفته است ؟ چرا با کوچکترین دلخوری که از یک نفر به دست می آید ؛ به او نسبت های ناخوشآیند و غیر صحیح را بدهیم ؛ و ضمن راندن ایشان از خودمان ، موجب بشویم که همان یک فردی هم که عاشقانه در تلاش بود تا در راه آزاد سازی سرزمینش ، در حد توان خودش اهتمام بورزد و بکوشد ؛ را ناامید ساخته و به انزوا بکشانیم ؟!
این سخن را برای خودم نمی گویم ، زیرا خوشبختانه هنوز نزدیک به هفتصد نفر از اشخاص پاک و بی ریا و میهن پرست ، در فهرست نام دوستان من در فیسبوک وجود دارند . این را از آن باب می نگارم ، که حقیقت تلخی در دلش نهفته است !
حدود بیست سال پیش که خود را تبعید کردم و به دیار غربت مهاجرت نمودم ؛ نزدیک به شش سال ازعمرم را ، در کمپ های مختلف پناهندگی گذراندم . همواره مشاهده می کردم که در آن اردوگاههای پناهندگان ، اکثر ملیت های مختلف ، همیشه با هم می باشند و مانند سدی محکم و استوار ، به حمایت نمودن از یکدیگر می پردازند . اما متأسفانه ایرانیان درون آن مراکز ، از همدیگر می گریختند و مانند بیگانگان با یکدیگر رفتار می کردند !
 روزی از یک هم کمپی افغان مطلبی را شنیدم ، که حقیقتی محض و بسیار تلخ بود . او به ما می گفت : " ما افغانی ها درون کشورمان با هم دشمنی می کنیم ؛ اما در خارج از افغانستان یار و یاور یکدیگریم . ولی شما ایرانی ها ، درون کشورتان هر کاری که از دستتان بر بیاید برای هموطنان خودتان انجام می دهید ؛ اما در خارج از ایران ، دشمنان خونی همدیگر می شوید ؛ و گاهی نیز از پشت به یکدیگر خنجر هم می زنید . " !
البته شنیدن این مطلب ، آنهم از زبان فردی که هم میهن شما نیست ، بسیار دردناک و شرم آور است ؛ اما حقیقت همیشه تلخ است و دیگران آنرا یا نمی پذیرند ، یا اگر هم قبولش بکنند ، با هزار دلیل و بهانه در خنثی نمودن آن از هیچ کوششی فرو گذاری نمی نمایند !
آنچه که مسلم است ، ایرانیان اصیل و پاکنهاد ، در هر کجای گیتی هم که باشند ؛ به سرنوشت ملک و ملت خویش بسیار علاقمند هستند ؛ و نهایت تلاششان این است که در مسیر زندگی شان ، برای سرفرازی و اعتلای میهنشان بکوشند . ولی فراموش نکنیم ، که در این جاده سنگلاخ و پر خطر ، افراد بیگانه ای هم حضور دارند ؛ که همه سعی خودشان را بکار می برند ، تا میان ما فاصله ایجاد بکنند . هدفشان نیز این است که تا ما فریب ایشان را بخوریم ؛ و از نیمه ی راه ، دست از پیمودن بقیه آن مسیر برداریم ؛ و با بی توجهی به آرمانهای سازنده ای که داریم ، کارمان را به ثمر نرسانده  رهایش بکنیم  ؛ و در این رهگذر به دشمنان خودمان که با مأموریت های اهریمنی ، به سراغ ما می آیند که فریبمان بدهند ؛ فرصت بدهیم که جهت رسیدن به مقاصد شومشان ، چندین گام از ما جلوتر هم باشند !
تابستان 2571 آریائی هلند
محترم  مومنی  روحی

به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

وجه تشابه فروپاشی حزب کمونیست شوروی و سرنگونی حکومت فاسد اسلامی


از  , محترم  مومنی روحی .
وجه تشابه فروپاشی حزب کمونیست شوروی و سرنگونی حکومت فاسد اسلامی

رویداد شکل گیری حزب کمونیست در کشور شوروی سابق ، که خمیرمایه اصلی اش بیداد فقر در جامعه آنروز روسها بود ؛ و نیز میزان ناامیدی از شرایط موجود در میان روشنفکرانی که از سیستم حاکمیت آن کشور به شدت نارضایتی داشتند ؛ و تلاش می کردند که به هر وسیله ای که بتوانند تغییر چشمگیری در حکومت به وجود بیاورند ؛ و به اصطلاح خودشان ، طبقه کارگر و کشاورز کشورشان را که در وضعیت بسیار نامناسبی بودند ، از یوغ نابسامانی هائی که دولتمردان آن موقع شوروی برای شهروندان خویش به وجود آورده بودند نجات بدهند ؛ چون نسبت به حاکمیت نمی توانستند و جرأت اعتراض را نیز نداشتند ؛ دیواری از دیوار خدا را کوتاه تر ندیدند و شروع کردند به نفی نمودن او از آفرینش چرخه هستی ، و بانی بودن خدا برای آفرینش این جهان !
موقع به وجود آمدن هر دیدگاه جدیدی در میان مردمان گیتی ، عده ای از آنها که اشتیاق زیادی هم به مطرح نمودن خودشان به عنوان اعضای روشنفکر در جامعه شان دارند ؛ معمولا بیش از دیگران به پیگیری نگرشهای جدید می کوشند و موضوعات به اصطلاح فلسفی را نیز ، به آن دیدگاهها می افزایند و اینگونه خویشتن را در میان طبقه مورد نظر جای می دهند !
 در میان جامعه آنروز کشور شوروی ، فیلسوفانی حقیقی هم بودند ؛ که با نگارش و انتشار دیدگاههای خودشان در رابطه با نفی پروردگار و نقش او در ایجاد چرخه هستی ، با توسل به برخی از آثار دانشمندان ، به ویژه عالمانی که در حیطه مسائل مربوط به طبیعت و مواد سازنده آن اطلاعات گسترده ای داشتند ؛ در پندارهای خود علت آفرینش هستی را از همان مواد مطرح کردند و همه چیز را به منابع طبیعی متصل ساختند !
 عقاید افرادی مانند مارکس و هگل ، که در نوشتارهای ایشان ، بدون اشاره به هر دلیل روشنی از آن فلسفه و دیدگاه جدید سخن می گفتند ؛ مواردی بودند که موجبات ناامیدتر شدن آن به اصطلاح روشنفکران فراهم می ساختند . تا جائی که حتی سیاستمداران نیز به جرگه آنان پیوستند ؛ و با استفاده از آن طیف در حال تحول ، و نیز از شرایط موجود در کشورشان ، پای دو محور اساسی و مهم حزب کمونیست شوروی ، لنین و استالین را نیز به میدان کشیدند ؛ و یکی از قدرتمند ترین احزاب سیاسی جهان را پایه گذاری نمودند !
از آنجائی که خصلت چنین پدیده هائی در دنیای سیاست ، گسترش دادن دامنه های آن به دیگر مردمان و کشورهای آنهاست ؛ سران حزب کمونیست شوروی سوسیالیستی هم ، از مقوله کوتاهی ننمودند و با سرعت به رواج دادن دیدگاههای خودشان و شایع کردن آن در میان دیگران کوشیدند !
کشورهای زیادی از اروپای شرقی را به دام افسون کمونیست کشیدند ؛ به آن نیز اکتفا نکردند و در همه نقاط جهان اعم از آسیا و آمریکا و جهات شمال و مغرب و جنوب اروپا نیز رخنه کردند . بیشترین موج این بحران سیاسی ، در قاره آسیا به ویژه در مناطق خاور دور و خاور میانه رسید ؛ شوربختانه عده ای از جوانان و دانشجویان ایران را نیز اغوا نمودند و به حزب خودشان جذب کرده و از آنان سوء استفاده های سیاسی زیادی نیز کردند !
همین جوانان و دانشجویان ، که اهم وقت خویش را جهت رساندن پیام سران حزب کمونیست شوروی مصرف می ساختند ؛ گاه و بیگاه در هر موقعیتی که دست می داد ، به تبلیغ برای حزبشان می پرداختند ؛ و برای جذب نیروهای جوان ، بخصوص از میان دانشجویان و کارگران تلاش بیشتری را می نمودند !
رخنه های موذیانه همان کمونیست های صادراتی هم بود ؛ که زمینه های تغییر حکومت در ایران را پایه گذاری کردند و با توجه به تعصبات دینی مردم ایران ، گروههای مارکسیست های اسلامی را به جان مردم ساده انگار ما انداختند !
کم کم زمینه های لازم برای رسیدن به اهداف شومشان را ، آماده می کردند که در سال 1973 میلادی ، با نطقی که شاهنشاه فقید در ارتباط با محدود کردن دست کنسرسیوم از دامان نفت ایران بیان نمود ؛ و اولتیماتومی که در این زمینه به آنان داد و تأکید نمود که از سال 1979 دیگر به چشم آبی ها اجازه بهره مندی از مواهب نفت ایران را نخواهد داد ؛ همه چیز دست به دست یکدیگر دادند و دیگر کشورهای قدرتمند در جهان را نیز بر آن داشتند تا سدی مانند پادشاه ایران را ، از سر راهشان بردارند ، و دست نشانده های خویش را در ایران به حاکمیت برسانند ، که تا ابد بتوانند از این موهبت گرانبها ، که در ایران به فراوانی وجود داشت سود ببرند !
 پس از شورش خونین سال 57 که انقلاب سیاه اسلامی را در ایران به وجود آورد ؛ غربی ها که به وضوح از میزان دلبستگی روسها به داشتن نفوذ در ایران آگاهی داشتند ؛ برای تضعیف کردن ایشان در عرصه سیاست جهانی ، مقدمات فروپاشی این حزب را فراهم ساختند !
به یاد می آوریم که در آن برهه تاریخی ، روبل روسیه چقدر تنزل کرده بود ؛ و در هیچ کجای دنیا دارای ارزش نبود . در اثر همین مورد نیز ، وقتی این کشور به بحران اقتصادی رسید ، دیگر نتوانست خود را از بن بست های اقتصادی و سیاسی موجود در کشورشان برهاند ؛ تا آنکه سرانجام حزب کمونیست شوروی سوسیالیستی ، از مرتبه قدرت در آنجا سقوط نمود !
این موضوع ، دقیقا در شرایط کنونی حکومت ملاها در ایران حضوری آشکار دارد . به گونه ای که همه می بینیم و می شنویم ؛ ریال ایران از آن اقتدار ارزشی که قبلا و در حکومت پهلوی داشت بسیار تنزل کرده و در عرصه های اقتصادی گیتی ، کوچکترین ارزشی ندارد ؛ بلکه روز به روز هم از حیطه اعتبار ساقط می گردد و به کاغذ پاره ای شباهت یافته است ، که فقط در میان کشور و در بین مردم می تواند به گردش خودش ادامه بدهد !
و .... این همان وجه اشتراکی است که میان فرو پاشی حزب کمونیست روسها ، و سرنگونی قریب الوقوع حکومت آخوندی در ایران می باشد ؛ وبه ملت شریف ایران ، بشارت سقوط اشغالگران را می دهد . امری که بیش از سه دهه متوالی ، آرامش و آسایش را از میان مردم ما محو نموده ، و دست یابی به این وقوع آزادی بخش را ، از آرمانهای والای ایشان ساخته است . باشد که به زودی دوباره ، چهره میهنمان را ، از هر چه که رنگ اسارت به آن بخشیده ، پاک و مبرا ببینیم .
تابستان 2571 آریائی هلند
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed