۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه

آیا حقارت با امتیاز و تخفیف فروختن نفت ، به داشتن انرژی هسته ای مشکوک می ارزد




سرانجام خبرگزاریهای جهان ، از ابراز آمادگی حکومت اسلامی ، برای فروش نفت ایران با دادن امتیاز و تخفیف به خریداران آن ، گزارشات مبسوطی را منتشر کردند . حکومت ننگین اسلامی ، برای اجتناب از تحریمها ، فروش نفت از طریق کنسرسیومی خصوصی را تدارک می بیند . خبرگزاری رویترز در گزارشی از دوبی ، به استناد گفته های روز ( شنبه هفتم جولای 2012 ) یک مقام جمهوری اسلامی ، از توافق آنها با پالایشگاههای اروپائی ، برای فروش بخشی از نفت خود از طریق یک کنسرسیوم خصوصی خبر می دهد . این خبرگزاری می گوید : " هدف ، دور زدن تحریمهائی است ، که برای وارد ساختن فشار به تهران ، برای محدود ساختن برنامه مورد اختلاف اتمی اش وضع و به اجرا گذاشته شده است . " !

ظاهرا توضیحات رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفتی ایران ، تا حدودی حاکی از آن است که قرارداد بین این اتحادیه ، بانک مرکزی و وزارت نفت ایران ، ممنوعیت مصوب اتحادیه اروپا در مورد بیمه کشتی های حامل نفت ایران را دور می زند ؛ اما هنوز جزئیات مربوط به این مسأله ، و نیز پالایشگاههائی که شرکاء این توافق با رژیم اسلامی در این جریان می باشند هم معرفی نشده اند .

چون اتحادیه اروپا از روز یکم جولای ( یازدهم تیر ) منع واردات ، خرید و فروش و حمل و نقل نفت ایران را به اجرا گذاشته است ؛ احتمال این که در این ماه جمهوری اسلامی ، انتظار تنزلی پنجاه درصدی نسبت به صادرات نفت در مقایسه با ماه مشابه در سال پیش را داشته باشد بعید به نظر نمی رسد !


و این به آن معنی است ، که چنین لطمه مالی بزرگی می تواند ، ماهیانه میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی ایران را کاهش بدهد . به گزارش خبرگزاری مهر ، آقای حسن خسروجردی رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفتی در ایران گفته است : " با پالایشگاههای اروپائی گفتگوهائی صورت گرفته ، و توافقی نهائی حاصل شده است ؛ و بر اساس این توافق ، قرار است بیست در صد از کل صادرات نفت ایران ، توسط این کنسرسیوم خصوصی انجام بشود . این احتمال هم وجود دارد ، که به دلیل محدودیت های بین المللی ، امتیازات و یا تخفیف هائی جزئی به برخی از خریداران نفت بدهیم . " !

حسن خسروجردی کوچکترین اشاره ای به چگونگی تحویل گرفتن نفت ایران توسط این پالایشگاهها ، که طرف قراردادشان هستند نکرده است ؛ و در پاسخ این پرسش که آیا جمهوری اسلامی برای دور زدن ممنوعیت بیمه کشتی های حامل نفت ایران ، اقدامی به عمل آورده یا نه گفته است ؛ با توافق با برخی پالایشگاهها ، این مشکل به طور کامل حل شده است .

آیا دادن امتیاز و در نظر گرفتن تخفیف برای خریداران نفت ایران ، که نوعی باج دهی اقتصادی و سیاسی  به کشورهای خریدار نفت ایران است ؛ همان اقدامی می باشد که آقای خسروجردی ، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفتی ایران گفته است ؟ یا همان اقدامی است که به قول وی به طور کامل موضوع ممنوعیت بیمه کشتی های حامل نفت ایران را حل نموده است ؟!

شنیده بودیم ، فردی که در حال غرق شدن در میان آب دریاست ؛ به تخته پاره های کوچک روی آب هم متوسل می شود تا خودش را از غرق شدن نجات بدهد . اما نشنیده بودیم ، که شخص در حال غرق شدن در آب دریا ، همان یک تکهّ تخته پاره ای را هم که در دست دارد نتواند حفظ کند ؛ و آنرا هم به امواج خروشان دریا بسپارد !

ولی حضور نکبت اثر این رژیم منحوس ، با ندانم بکاری هائی که پشت سر هم به انجام می رساند ؛ موجب شده که تا با تن دادن به چنین خفت بزرگی ، دلالان نفتی خودش را برای بازاریابی به این سو و آن سوی دنیا بفرستد ؛ تا به دنبال مفت خورها و شرخرهای بین المللی بگردند ؛ و کالای مرغوبشان که یگانه چشم امید مردم ایران است را به آنها پیشکش بکنند ؛ نشان می دهد که سران خودمحور این رژیم منفور ، که در حال غرق شدن در میان امواج متلاطم  اقیانوس شکست خورده اقتصادی شان هستند ؛ همین یک برگ برنده را هم  ، که می توانست همان تخته پاره نجات دهنده ایشان باشد را ، ناچارند به نازلترین قیمت و با دادن امتیازاتی  مانند به اقساط فروختن نفت به این دزدان سر گردنه از دست بدهند !

نابخردی های کسانی که یک شبه ، از منبر روضه خوانی ، به تخت حکومتی رسیده اند ؛ موجب می گردند که تنها وسیله و شاهرگ حیاتی کشور را ، به تاراج زیاده خواهان بین المللی ، که همواره از آبهای گل آلود ماهی می گیرند بدهد ؛ و آن چندیوزه بازان جهانی را ، که در ظاهر با این طایفه به مخالفت می پردازند ؛ ولی در باطن با آنها به توافق هائی می رسند ؛ که تا چنین تجارت های پر سودی را برایشان به ارمغان بیاورد ؛ با مکیدن خون ملت ایران فربه تر بسازند !

ویژه آنکه اعضای خلیج فارسی اوپک ، با درخواست کتبی جمهوری اسلامی از آنها ، مخالفت نموده اند و نامه رستم قاسمی وزیر نفت حکومت آخوندی ، که هفته پیش به آنها داده شده ؛ و محتوی درخواست جمهوری اسلامی از اوپک ، برای تشکیل دادن یک جلسه فوق العاده ، به منظور کاستن از تولید و بالا بردن قیمت نفت بوده نیز ، با مخالفت این اعضا روبرو شده است !

تا به حال که میلیارد میلیارد از طریق فروش نفت پول داخل مملکت می شد ؛ مردم به هزاران سختی می توانستند امورات خودشان را بگذرانند ؛ از این به بعد که دیگر از آن مبالغ گزاف خبری نیست ، چه بر سر مردم خواهد آمد ؟

تنها حسن و فایده ای که اینهمه دشواری برای مردم به بار خواهد آورد ؛ استیصال حکومت از اداره امور مملکتی خواهد بود ؛ که به سبب همه نارسائی های موجود در هر زمینه ای در کشور ، بخصوص در رابطه با مسائل اقتصادی ، چنان عرصه بر مردم تنگ بگردد ، که سرانجام آن کاری را بکنند که نسل هر چه آخوند و آخوندزاده است را در میهن ما نابود بنمایند !

فردی را می شناختم ، که هر وقت مطلبی از نارسائی های اوضاع حکومت اسلامی را می شنید ؛ از ته دلش می گفت : " خدا بدتری بدهد . " ! یک بار کسی از او پرسیده بود که چرا چنین می گوید ؟ هر بدتری که در کشور رخ بدهد ، دودش به چشم مردم ایران بیشتر می رود تا این خون آشامان .

ولی آن مرد در جواب او می گفت : " تا هر وقت که آخوند بتواند روزی یک عدد نان بربری به این مردم بدهد ؛ آنها می خورند و خدا را شکر می کنند و به صبوریشان ادامه می دهند ؛ اما آن وقتی که خدا به آخوند بدتری بدهد ، که حتی آن یک قرص نان را هم نتواند به دست مردم برساند ؛ در نتیجه فاتحه خود و حکومتش هم خوانده خواهد شد . " !!

تا بستان 2571 آریائی هلند

محترم مومنی روحی
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ تیر ۱۶, جمعه

عکس تجمع معلولان مقابل سازمان بهزیستی جمهوری اسلامی

جمعی از معلولان ظهر روز چهارشنبه به دلیل پرداخت نشدن هزینه سرویس ایاب و ذهاب، مشکلات مربوط به مسکن، دارو و ... مقابل ساختمان بهزیستی کل کشور تجمع کردند و خواستار رفع مشکلاتشان شدند.

به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه

چــرا کسانی با قرار گرفتن در پشت نام زنده یاد دکتر مصدق به مخالفت با خاندان پهلوی برخاسته اند .


همه میدانند دکتر محمد مصدق که یک مویش می ارزید به تمام طرفداران نادان امروزی اش ، نخست وزیر  و مقام دولتی  دوپدر و پسری بود که رژیم فاسد قاجاریه را بر انداخته بودند و از مصدق درک کردنی است که بدلیل ساقط شدن بستگانش از سلطنت، با پهلوی ها خوب نباشد وگرچه بظاهر جلوی آن هردو پادشاه ایرانساز تا کمر خم میشد و از آنها بی رغبت واجبار اطاعت میکرد و در هنگام نخست وزیری و دیدن اوضاع کشور خودش متوجه شد ایران بدون شاهان پهلوی روزگار سیاهی پیدا خواهد کرد این بود که وقتی از برگشت قاجاریه نا امید شد  این اواخر با از بین رفتن پادشاهی محمد رضاشاه سخت مخالفت میکرد و او را برای امنیت وپیشرفت ایران ضروری میدانست ،اما آنچه را که نمیشود فهمید دشمنی بی حد و حصر کسانیست با پهلوی ها که خود را طرفداران دو آتشه و دیوانه وارمصدق  میدانند و هنوز نفهمیده اند امکان برگشت قاجاریه به سلطنت دیگر وجود ندارد و رضاشاه و محمد رضاشاه هم که دیگر نیستند و در گذشته اند ،این گروه کوچک پر سرو صدا تنها ترس امروزشان نام نیک پهلوی هاست که هر روز بیشتر و شفافتر میشود، وباقی ماندن فرزندی از آنها که روزبروز مورد توجه  بیشتر  قرار میگیرد . آین آقایان مصدقی امروز فقط با نام نیک پهلوی ها مشکل دارند وگرنه آنها با فرزند احمدشاه قاجاراگر بخواهد به پادشاهی و حتی به سلطنت برگردد که مخالفتی ندارند ، آنها از نام پهلوی وحشت دارند و میترسند بار دیگر این نام به ایران برگردد و چون احتمال میدهند واحساس می کنند این امر نزدیک است دیوانه وار سر به دیوار می کوبند ودست به توطئه و بدنام کردن پهلوی ها زده اند و در این راه نیز  هزینه های زیادی را متحمل میشوند. خوشبختانه فردی را که در بیرون ازکشور برای این کار جلو انداخته و علم کرده اند خودش پرونده سیاهی دارد و بدنام است و آرزوی مصدقی ها را برای جانشینی با آن سابقه ننگین برباد داده است ،و بهمین جهت دست به هر کسی دراز میکنند که به جای این شخص بد پرونده و بد سابقه بنشانند . از آنجاییکه میان این قوم بی انصاف و وجدان و نابخرد که در حال از بین رفتن هستند آدم درست و حسابی وجود ندارد حتی دست بدامن شخص بی نام و نشان دیگری که اتفاقا در باطن از طرفداران اسلام است و خود را بنام محقق معرفی میکند بنام محمد امینی نیز زده اند که او نیز توانش را در نفی شاهزاده بکار گرفته است ولی بخوبی معلوم است که او هم توانایی ایستادگی در برابر حقیقت را ندارد . اگر خدای نکرده یک موی سر رضا پهلوی شاهزاده ایرانی کم شود همه اینها، راحت میشوند و خفقان می گیرند و هیچ کاری دیگر به رضاشاه ومحمد رضاشاه هم نخواهند داشت . آری این ها از نام نیک و هر روز نیکنام تر شدن پهلوی ها  وحشت دارند که دیوانه شده اند و از روی نفهمی ذاتی آب به آسیاب دشمن مشترک می ریزند .امیدواریم و از خداوند بخواهیم این جوان زنده بماند تا بار دیگر ملت ایران کمر راست کند و بجای شنیدن روضه ها و زوزه های ضد پهلوی ها شاهد سرفرازی  و پیشرفت خود بگردد، که همین سی وسه سال نبود یک پهلوی در ایران میهن مارا سیصد سال از لحاظ اخلاق و آدمیت و انسانیت و پیشرفت به قهقرا و عقب برد
 
روزبه فرامرزی - جامعه شناس
 
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

تعزیه خوانهای قرن اتم !



سپاهیان پاسدار جمهوری اسلامی عادت کرده اند ، پس از هر موشکی که آزمایش می کنند ، بلوف جدیدی بزنند و برای مخالفان غربی حکومتشان ، خط و نشانهای آنچنانی را بکشند . اخیرا که مشغول آزمایش کردن موشکهای بالستیک در مانور  نظامی پیامبر اعظم – 7 بودند ؛ در سومین روز آن ، تهدید بزرگی را مطرح نموده و گفته اند ؛ که درصورت حمله نظامی به تأسیسات هسته ای ایران ، ظرف چند دقیقه مواضع آمریکا در خاورمیانه ، همچنین اسرائیل را ، همزمان هدف حملات خودشان قرار داده و آنها را منهدم خواهند کرد !
از سوئی دیگر ، اسرائیل نیز بارها گفته است ؛ در صورتی که روشهای دیپلماسی نتوانند موجب متوقف نمودن برنامه های اتمی ایران بشوند ؛ آمادگی حمله نظامی به جمهوری اسلامی را دارد . آمریکا هم که همیشه می گوید حمله نظامی به ایران ، آخرین گزینه ای خواهد بود که علیه برنامه های اتمی جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار خواهد داد ؛ همواره به اسرائیل پیشنهاد نموده ، که به تحریمات اقتصادی وقت زیادتری بدهد ، تا نتیجه آن بیشتر مشخص گردد !

فرمانده نیروی هوا- فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، سردار امیرعلی حاجی زاده ، ضمن اعلام این موضوع که آمریکا در اطراف ایران ، دارای 35 پایگاه نظامی است ؛ به خبرگزاری فارس گفته است : " همه این پایگاههای آمریکا  در تیررس موشکهای ما قرار دارند ؛ همچنین سرزمین های اشغالی ( اسرائیل ) نیز اهداف خوبی برای ما محسوب می شوند . " !
وی اظهار داشته است ، که موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی ، تا 2000 کیلومتر برد دارند ؛ و توسط سپاه تدابیری اندیشیده شده ، که با ایجاد پایگاهها و استقرار موشکها در آن ، در اولین دقایق حمله نظامی علیه تأسیسات هسته ای آنها ، این پایگاهها ( مواضع نظامی آمریکا در خاورمیانه ) ، و نیز اسرائیل را منهدم کنند !

در همین رابطه خبرگزاری رویترز هم نوشته است : " معلوم نیست که آقای حاجی زاده ، شماره پایگاههای آمریکا در منطقه را ، براساس چه منبعی اعلام کرد ؟ پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه ، در بحرین ، قطر ، امارات متحده عربی ، کویت و ترکیه قرار دارند ؛ آمریکا پایگاههای دیگری هم در افغانستان و قرقیزستان دارد . "

تحلیلگران معتقدند ، اظهارات جمهوری اسلامی در باره توان نظامی خودش ، نوعی بزرگنمائی است و آنها < مراد مخالفان غربی جمهوری اسلامی است . > به این بلوف زدنها و بزرگنمائی کردنها کوچکترین اطمینانی ندارند ؛ حتی می گویند که قابلیت نظامی جمهوری اسلامی ، در حدی نیست که توان مقابله در برابر سیستم دفاعی پیچیده و پیشرفته آمریکا را داشته باشد !
و اما رسانه های ایران نیز گفته اند ، که عملیات رزمایش سه روزه پیامبر اعظم – 7  ، شامل آزمایش دهها موشک و هواپیمای بدون سرنشین ساخت داخل بود ؛ که همگی با موفقیت به هدف واحد از پیش تعیین شده اصابت کرده اند !
اولتیماتوم های سردار حاجی زاده ، می تواند ارتباط مستقیم با نتایج به بار آمده از دور جدید تحریمهای اقتصادی علیه این حکومت ، به ویژه در مورد تحریم خریدن نفت خام ایران داشته باشد . چرا که باری دیگر جمهوری اسلامی مخالفان غربی برنامه اتمی مشکوک خودش را ، به بستن تنگه هرمز تهدید نموده است . و این درحالی است که قدرتهای بزرگ هم اعلام نموده اند ؛ هیچگونه اخلال در عبور و تردد کشتیها ی تجاری در تنگه هرمز را تحمل نخواهند کرد ؛ و ناوهای آمریکا ، حضور پررنگ خودشان در آبهای خلیج فارس را همچنان حفظ کرده اند !

آنچه که مسلم است ، هر دو سوی قضیه در حال مختل نمودن مسأله سوخت و انرژی درجهان ، و بی ثبات نمودن امنیت در منطقه می باشند . سیاست جمهوری اسلامی ، بنا بر گفته علاءالدین بروجردی ، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ، مبتنی بر حفظ امنیت تمامی کشتیهای تجاری و نفتکشها در آبهای خلیج فارس و در تنگه هرمز است .
ولی آمریکا و متحدان غربی اش نیز ایران را متهم می کنند ؛ که تحت پوشش برنامه اتمی صلح آمیز ، به دنبال تولید بمب اتم است ! در برگزاری برنامه مذاکرات میان نمایندگان جمهوری اسلامی و مخالفان غربی آنها در مسکو ،  چون مذاکره کنندگان به جائی نرسیده بودند ، تصمیم گرفتند که یک جلسه اختصاصی ، با حضور کارشناسان جمهوری اسلامی و کارشناسان بین المللی ، برای پایان بخشیدن به بن بست برنامه های جنجال برانگیز اتمی ایران تشکیل بدهند ؛ و در این رابطه پیشنهادات خودشان را مبادله نموده و مذاکرات دوطرفه را در این جلسه ادامه بدهند .
با به پایان رسیدن این جلسه نیز ، چون باز هم هیچ راه حلی برای این کلاف سردرگم پیدا نشد ؛ حالا دو طرف برای همدیگر شاخ و شانه می کشند و هر یک آن دیگری را به امری متهم می نماید !
 قضیه کاملا به شکل مراسم تعزیه خوانی مسلمانها در آمده ، که در آن گاهی شمر تعزیه ، با اسب سیاه و لباس سرخش شمشیر به دست ، در زمین برگزاری مراسم تعزیه می تازد ؛ و برای برای حسین و هفتاد و دوتن همراهش رجزخوانی می کند ؛ و گاهی هم این کار توسط حسین تعزیه ، که با لباس سبز و سوار بر اسب سپید است به این کار می پردازد ؛ که با تحت تأثیر قرار دادن تماشاچیان ، اشک آن ساده لوحان را در بیاورند ؛ سپس یکی از تعزیه خوانها ، کاسه گدائی شان را به دست گرفته و در اطراف زمین تعزیه ، در محل تجمع تماشاچیان ، بچرخد و پول جمع بکند !
طرفین موافق و مخالف برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ( سران حکومت اسلامی و مخالفان غربی آنها ) ، به نوبت در میانه ی زمین دنیا می چرخند و به رجزخوانی برای یکدیگر می پردازند ! همانطوری که کار تعزیه خوانها فقط به اجرا در آوردن یک نمایش صوری برای کسب درآمد است ؛ به نمایش گذاشته شدن سناریوی ابهام آمیز فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی ، و در گیری آنها با مخالفان این برنامه نیز ، مانند کار صوری همان تعزیه خوانهاست ؛ و جز به بهره گیری برای طرفین نخواهد انجامید و به همین هدف هم تدبیر شده است !
همانگونه که در انتهای تعزیه ها ، با کشته شدن حسین به دست شمر موضوع نمایش خاتمه می یابد ؛ تردیدی ندارم که در این نمایشات اتمی بازی های این دوطرف هم ، سرانجام باید با شهید شدن یک سوی ماجرا قضیه فیصله بیابد ! نگرانی زمانی اوج می یابد ، که چون این داستان را دشمنان ایران و ایرانی طراحی نموده اند ؛ آن که در انتهای این نمایش شوم قربانی خواهد شد ؛ باز هم ملت شریف ایران است ؛ که چنین ننگ حقارت باری سه دهه متوالی بر اندام مام میهنش مستولی شده است !
" برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی
که در نظام طبیعت ضعیف پامال است "!
تابستان 2571 آریائی هلند
محترم مومنی روحی
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه

قصه ی تلخ دارندگی طلاهای سپید و سیاه و قهوه ای !


 در دوران شباب ، پیر فرزانه ای را می شناختم ، که همواره از پندهای آموزنده او ، لذت برده و با گوش جان به اندرزهایش دقت فرا می نمودم . او یکی از دوستان و همکاران پدرم بود ، که گاهی از اوقات مخصوصا در شبهای دراز زمستانی ، به اتقاق خانواده اش برای شب نشینی به خانه ما می آمدند . آنها هم مانند اعضای خانواده ما ، هم پر جمعیت و هم اهل رفت و آمد بودند .


هر وقت که می آمدند ، از آن مرد دانا می خواستیم که یکی از داستانهای قدیمی را برای ما تعریف بکند ؛ او معمولا و به عمد موضوعی را انتخاب می کرد ، که در خلال گفته هایش ، بتواند به ما کوچکترهای جمع نیز چیزهای جدیدی را یاد بدهد .

یکی از آموخته های وی را هرگز از یاد نمی برم که گفت : " بعضی از نعمتهائی که خدا به ما می دهد ، بیشتر موجب اشتباه کردن ما می شوند ؛ و به همین دلیل ، از آنها به جای منفعت دیدن ، زیان و آزار هم می بینیم . " دیگران راحت از این سخن گذشتند ، و در انتظار بقیه داستانی که تعریف می کرد بودند ؛ اما من از او خواستم ، که برای بیشتر فهمیدن ما مثالی برایمان بگوید .

او نیز در پاسخ من گفت : " به طور مثال به دو نعمت زیبائی چهره ، و یا آواز خوش داشتن بعضی از آدمها توجه کنید ؛ اگر این نعمتها به آدمهای نادان داده شوند ؟ نه آنکه خیری از آنها نخواهند دید ؛ بلکه موجب رنج کشیدن شان را نیز فراهم می آورند . " گفتم زیبا و خوش صدا بودن هر فردی ، یک ویژگی شخصی است ؛ آدمی در موقعیتی زیان می کند،  که کاری مشترک با دیگران را انجام بدهد ؛ حال آنکه این دو ، مواردی کاملا فردی هستند .


آن مرد خردمند ضمن تأئید کردن سخن من گفت : " اشتباه شما در اینجاست ، تصور می کنید که زیبا و یا خوش صدا بودن یک نفر ، فقط متعلق به خود اوست ؛ حال آنکه دیگران هم با دیدن رخساره زیبای یک نفر ، و ازشنیدن  آواز خوش فردی دیگر، خوششان می آید و ازآن لذت هم می برند . و موضوع به همینجا خاتمه نمی یابد ، چرا که افرادی هم هستند ، که عادت دارند بی جهت و با جهت ، از دیگران تعریف بکنند ؛ در بیشتر اوقات تعریف های آنها از نعمتهای داده شده به آن اشخاص زیبا و خوش صدا ، از حد تواضع عادی می گذرد ؛ و به مرحله چاپلوسی و زبان بازی ریاکارانه هم می رسد . در چنین مواقعی است که امر بر دارندگان آن نعمتها مشتبه می گردد ؛ و بیش از حد به خودشان غرّه شده و دچار خودخواهی های مضاعف نیز می گردند . آنگاه از این صفت بسیار بد ، که از سرچشمه تواضع زیاده از حد اطرافیان به سوی آنان جاری می شود ؛ درخت خودخواهی شان کاملا سیراب شده و بیشتر رشد می کند . به واسطه رفتارهای خودخواهانه ای هم که از خود بروز می دهند ؛ آزارهای زیادی به خویش وارد می آورند . " !

اینروزها ، وقتی به سه نعمت مادی بسیار ارزنده ای ، که برخی از کشورهای جهان دارند توجه می کنم ؛ مفهوم بیانات آن پیر دانا را بیشتر درک می نمایم . اگر به ممالکی که دارای طلاهای سپید و سیاه و قهوه ای ، مانند پلاتین ، طلای زرد و نفت هستند نظری بیندازید ؟ خواهید دید که به سبب دارا بودن این سه نعمت خدادادی ، چه مشقاتی نصیب ساکنان آن سرزمینها ، که مالکان اصلی این مواهب طبیعی هستند شده است ؟!

در نگاه نخست ، همه به آنها حسادت می کنند و حسرت داشتن آن نعمتها را در خویش می پرورند ؛ ولی اگر عاقل باشند در خواهند یافت ؛ که آن مردمان کشورهای دارای ثروت های اینچنینی ، چه رنجهائی را از طریق داشتن همین طلاها می کشند ؛ و چگونه روز به روز هم بر میزان رنجوری شان افزوده می گردد ؟!

چرا که دیگرانی هم هستند ، که تمام تلاش خودشان را ، برای دسترسی به آن نعمتها بکار می گیرند ؛ و با سیاست های زیاده طلبانه خودشان ، می کوشیدند که با فریب دادن صاحبان آن منابع گرانبهای زیرزمینی ، بخش عظیمی از آن ثروتهای گرانقدر را به جیب مبارک خودشان بزنند !


اگر هم دستشان برای دارندگان آن ثروت ها رو بشود ؟ باز هم از رو نمی روند و با طراحی نقشه های دغلکارانه دیگر ، همه سعی خودشان را می کنند ، تا به گونه ای به آن طلاهای ناب دست درازی نموده ، و سودهای کلانش را نیز نصیب خویش بکنند !

 به کشورهای دارنده این نعمت  ارزشمند نفت نگاه کنید ؛ کدامشان از سلطه ظاهری و پنهانی ابرقدرت های نفع پرست در امان هستند ؟ هیچکدام ! به ممالکی مانند ایران و عراق و لیبی و ...... که دارای طلای گرانبهای سیاه می باشند بنگرید ؛ که به چه سرنوشت های شومی دچار شده اند !

تصور نداشته باشید ، که کشورهای ساکن حوزه خلیج پارس ، مانند عربستان سعودی ، کویت ، قطر ، امارات و بحرین و ..... ، که به ترتیب دارای بیشترین منابع از این گنجینه زیر زمینی می باشند ؛ از آسیب های زیاده طلبان در امان هستند ! اینگونه نیست ، چرا که زیاده خواهان گیتی ، به ویژه ایالات متحده آمریکا ، در برنامه های آتی خویش ، این کشورها را نیز جای داده اند ؛ و آنها هم دیر یا زود ، به  سرنوشت کشورهای مورد نامبرده مبتلا خواهند شد ؛ و هرگز از آسیب ابرقدرتهای سودجو رهائی نخواهند یافت !

اگر هم تا کنون از این آزارها دور مانده اند ؟ به آن دلیل است که کشورهای زورمدار ، به آن ممالک جهت  دست یازیدن به مطامع خودشان ، در کشورهای مورد تهاجم خویش نیازمند بوده و هستند . استقرار پایگاهای ایشان در سرزمین های یاد شده ، در نگاهداری ملزومات جنگی و تهاجمی آنان ، و نیز مستقر بودن نیروهای انسانی ایشان برای انجام گرفتن عملیات نظامی ، در کشورهائی که طی یک سال و نیم اخیر ، مورد چنین نفوذهای ریاکارانه قرار گرفته اند ؛ نیازهائی می باشند ؛ که توسط همین سرزمین های حوزه خلیج پارس ، کشورگشایان قرن بیست و یکم را یاری می رسانند ، که جهت ناراضی تراشی در ممالک ثروتمند نفت خیز ، بجران بیافرینند و حاکمیت های آن کشورها را ، دچار تنگناهای سیاسی اقتصادی بکنند ؛ سپس این آقایان ، برای برقراری آرامش در آن سرزمینهای درگیر شورشها ، همان کاری را بکنند که سالهاست نقشه اش را می کشند !

بر همین اساس نیز، وقتی کارشان در جاهای دیگر به پایان برسد ؛ تردیدی نداشته باشید ، که به سوی یاری رسانان خودشان هم خواهند رفت ؛ و با سرنگون ساختن حکومت های امیرنشین منطقه ، دست نشاندگان قسم خورده خویش را ، بر آن ممالک استیلا خواهند داد ؛ و تا ابد از طلای سیاه آنها سود خواهند نمود !
همانطوری که به بهانه مبارزه با گروه تروریستی القائده ، سالهاست که به کشور افغانستان یورش برده اند ؛ که تا در ظاهر با القائده و طالبان بجنگند ؛ ولی در باطن هدف اصلی آنها ، دسترسی های بیشتر و دائمی به طلای قهوه ای افغانستان است !


اگر چنین نبود ، چرا به خاطر امکان حضور یافتنشان درافغانستان ، دو ماجرای خبیثانه القائده و طالبان را در آنجا به وجود آوردند ؟ خیلی ها هم معتقدند ، که  مخارج و سلاح های آدمکشان گروه مخوف طالبان در افغانستان و پاکستان ، را نیز خودشان تأمین می نمایند ؟!

تابستان 2571 آریائی هلند . 
محترم مومنی روحی


به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ تیر ۹, جمعه

آن یک جو غیرت را چه کردیم ؟!








عده ای اشتباها ، بی بندوباری را آزادی نامگذاری می کنند ؛ بعضی ها هم عکس آن عمل نموده و در مورد آزادی های فردی بسیار سختگیر هستند . نه آن خوب است و نه این ، نه آن منطقی می باشد و نه این ؛ هر کاری و هر چیزی باید دارای اعتدال باشد و افراد در حالت میانه روی به آن بپردازند .

یکی از ویژگی های برجسته مردم میهن ما دردوران قدیم ، غیرتمند بودن آنها ، نسبت به همه مسائل خود ، خانواده هایشان ، و حتی اهالی محلی که در آنجا سکونت داشتند بود . برای آنها هیچگاه راحت و تحمل کردنی نبود ؛ که در محله شان فرد یا افرادی سر بی شام بر زمین بگذارند ؛ یا برای یکی از خانواده های آن محله ، مشکلات معنوی پیش بیاید و آنها برای کمک به آن هم محلی های گرفتار خودشان اقدامی نکنند !

اگر خانواده ای قصد شوهر دادن دخترشان ، ویا زن گرفتن برای پسرشان را داشتند ؟ ولی به سبب مشکلات مادی و تنگ دستی ، نمی توانستند به تنهائی از پس آن بر بیایند ؛ معتمدین محلی با کمک اهالی خیّری که می شناختند ؛ بدون تظاهر کردن به کمک نمودن به آن نیازمندان ، دور از چشم و آگاهی دیگران ، به موقع دست آنها را می گرفتند و از مخمصه ای که در آن قرار داشتند نجاتشان می دادند .

اگر فردی که تنها زندگی می کرد بیمار می شد ، و کسی را برای پرستاری نداشت ؟ بعضی از اهالی محل به داد آن افراد تنها و بی کس می رسیدند ؛ و به آنان یاری می رساندند . خلاصه در بیشتر مواقع ، مردم آن دوران برای یکدیگر خیرخواهی های منطقی را می نمودند ؛ و به حل نمودن مشکلات مادی و معنوی همدیگر می کوشیدند .

در اثر حضور همین فرهنگ شایسته در میان آحاد ملت ایران ، مسأله اعتماد داشتن به قول و قرارها نیزبسیار حائز اهمیت بود . تا جائی که یک تار موی سبیل مرد ، که به طرف معامله یا معاهده اش می داد ؛ ارزش بسیار زیادی را داشت ؛ و از جایگاه والائی در میان همگان برخوردار بود .

واژه " ناموس " فقط متعلق به یک فرد نبود ؛ بلکه ناموس یک نفر ، ناموس بقیه نیز به شمار می آمد ؛ و مردم مراقب ناموسهای دیگران هم بودند تا درون اجتماع گزندی نبینند . از اینرو و به جهت همان اعتمادی که در میان مردم رایج بود ؛ مردان خانواده که گاهی ناگزیر به رفتن به سفرهای دور و درازی می شدند ؛ با طیب خاطر خانواده شان را به دیگران می سپردند و با خیال آسوده می رفتند و بر می گشتند .

البته از آنجائی که درون هر اجتماعی ، بیماران روانی و افراد سادیسم دار هم وجود داشتند و دارند ؛ گاهی ( البته به ندرت ) اتفاقات سوئی هم رخ می دادند ؛ و موارد یاد شده در بالا را کم خاصیت می کردند . اگر هم چنین موارد نادری اتفاق می افتادند ؟ باز هم حضور همان افراد غیرتمند در جامعه ، وسیله ای برای رتق و فتق امور می گشتند و کاستی ها را جبران می نمودند .

اما ..... اما " آمد به سرم از آنچه می ترسیدم  " ؛ با روی کار آمدن رژیم منفور اسلامی در میهنمان ، با آنکه چنین به نظر می رسد که ظاهر اسلامی غلط انداز آنها ، اهمیت شایان توجهی به مسأله غیرت در میان مردم بدهد ؛ متأسفانه همان یک جو غیرت را هم از مردم گرفته اند !

پدرانی که نسبت به همه چیز اعضای خانواده شان ، حساسیت های خاصی را داشتند ؛ اکنون دیگر برایشان دیر و زود آمدن دخترهایشان به خانه هم بی اهمیت است ؛ چه رسد به پسرهایشان که جای خود را دارد ! مادرانی که به دخترانشان اصول پاکدامنی در یک زن را می آموختند ؛ و خود الگوهای بی نظیری برای این موضوع بودند ؛ اکنون خودشان در محله های ناآشنا به تن فروشی روی آورده اند ! دخترانی که برای ارج قائل شدن به دیدگاههای بزرگترهای خانواده هایشان ، در همه مسائل خویش با آنان مشورت می نمودند ؛ و سپس برای انجام دادن کاری تصمیم می گرفتند ؛ اکنون بیشترشان چنین نمی کنند و با تکروی هائی که دارند ؛ موقعیت های اجتماعی خودشان را به مطر می اندازند . پسرهائی که سمبل غیرت درون خانواده و جامعه بودند ؛ اکنون برایشان همه چیز بی تفاوت شده است . مهم نیست  که بر سر پدر بیمار یا معتادشان چه می آید ؟ و یا مادر بی پناه و رنجدیده اش ، چگونه بار مشکلات زندگی را ، بر روی شانه های نحیف خویش حمل می کند ؟ و یا خواهر نوجوانش ، که در سن ده سالگی به فحشا تن می دهد ، چرا به چنین مخاطره ای افتاده است ؟ و یا به مسائل برادر کوچکترش ، که با چه کسانی آشنا شده و خطر ابتلای به اعتیاد او را تهدید می کند ؛ و یا دیگر مفاسد اجتماعی که در کمین اوست چه خواهد کرد نمی اندیشد ؟!

در گذشته نیز زنان تن فروش داشتیم ، اما نه به صورت امروز و این مقطع زمانی که در آن هستیم . بدتر از آن موضوع مردان تن فروش جامعه است ؛ که امر نوظهوری در جامعه ایرانی است و هیچگاه چنین نبوده است ؛ اینان به  کارهائی دست می زنند و حیثیت مردانه خویش را زیر سؤآل می برند ؛ که هرگز و در هیچ زمانی از اینگونه موارد را نداشته ایم !

مسلم است هیچ اشکالی ندارد که دو نفر جنس مخالف ، با هم دوستی هائی را داشته باشند ؛ که بدون قراردادهای رسمی ازدواج های شرعی ، با یکدیگر زندگی مشترک را داشته باشند ؛ همانطوری که در کشورهای غربی هم رایج است و هیچ مسأله ای را برای این زوجهای بدون عقد اسلامی !! پیش نمی آورد .

خیلی وقتها مردان مجرد در خیابانها و پارکها ، به سراغ  زنها و دختران تنها می رفتند ؛ و در صورت تمایل آنها ، از این زنان متمتع جنسی می شدند . اما اینکه زنان مجرد جامعه به درون پارکهای شهرهای کشور بروند ، و برای خودشان به دنبال مردان تن فروش بگردند ؛ تا حدودی دور از ذهنیت آدمی و غیر متعارف است !

ولی با کمال تأسف این نقیصه نیز ، به یمن این حکومت شوم و غیرت برباد ده ، در کشورمان رایج گشته و عاملان به آن ( مردان تن فروش ) بدون احساس شرم از این عمل ، چنین کاری را به انجام می رسانند ! زمانی که زنان تن فروش در حامعه داشتیم ، مردمی که راجع به آنها مطالبی را می شنیدند می گفتند : " چشمش کور برود کلفتی بکند و فاحشگی نکند " ! اما حالا برای داشتن مردان فاحشه در اجتماع چه می توان گفت ؟!

بگوئیم چشمشان کور بروند نوکری کنند تا مجبور به فاحشگی نباشند ؟! یا آنکه به دنبال دلائل چنین وضعیتی در میان اجتماع کنونی ایران بگردیم ؛ و راه حل مناسبی برایش بیابیم ؟ اینکه یک جسم متعلق به یک فرد است و به هر شکلی که بخواهد می تواند از آن استفاده کند ؛ منطقی هست ، اما اصولی نیست ! آنچه که مبحث آزادی های فردی و اجتماعی را جایگاه معتبری می بخشد ؛ این است که آزادی من ، آزادی شما را مخدوش نسازد !

اگر بگوئیم که این افراد آزادند ، تا تن خویش را به هر بهائی که مایلند بفروشند ؛ و به هر شکلی که می خواهند از آن استفاده بکنند ؛ در صورت ظاهر دیدگاهی منطقی به نظر می رسد . اما اگر به موارد حاشیه ای آن توجه بکنیم ؟ آرام آرام این کاستی ها ، در جامعه به صورت اپیدمی در خواهند آمد . آنگاه خواهیم دید که گروه زیادی از افراد اجتماع ، برای آنکه به کارهای شرافتمندانه ای ، که البته سخت و گاها کم درآمد نیز هستند تن ندهند ؛ با چسباندن یک یادداشت آگهی به مضمون آمادگی برای در اختیار گذاشتن جسمشان به دیگران ، بر روی اکثر دیوارهای خیابانهای شهرهای کشور ، به آزار دادن چشم رهگذران بپردازند ؛ و آزادی و آرامش آنان را به خطر بیاندازند !

همواره می شنیدیم که می گفتند : " فقر فرهنگی و فقر اقتصادی " متعاقب یکدیگر به زندگی مردم وارد می شوند ؛ و ایشان را گرفتار می سازند . اگر فقر اقتصادی از درب خانه به درون بیاید ، فقر فرهنگی نیز همزمان با آن از پنجره خودش را به داخل می اندازد ! این را به وضوح در رابطه با موضوع فحشا در جامعه کنونی ایران مشاهده می کنیم ؛   ولی نباید به دیدنش قناعت کرد و جهت رفع این نقیصه اجتماعی لب از لب نگشود !

اگرچه با گفتن تنها هم کاری به انجام نخواهد رسید ؛ مگر آنکه خود مردم به داد همدیگر برسند ، و سرچشمه فساد که سران رسوای این رژیم خونخوار می باشند ؛ را از اریکه قدرت به زیر بکشند ؛ و کشور فرهنگ از دست داده شان را ، از قعر چاه بدنامی ، به بالا بیاورند و جلوی این ضررعمده را ، از همین جا بگیرند . یک جو همت لازم است که آن یک جو غیرت را ، به داخل خانه پدری مان برگرداند ؛ و مرد و زن سرزمین مان را از اینهمه حقارت و بدنامی برهاند !
تابستان 2571  آریائی هلند
محترم مومنی روحی
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

حالا دیگر آمریکا هم زیر بغل حکومت اسلامی هندوانه می گذارد !



حالا دیگر آمریکا هم زیر بغل حکومت اسلامی هندوانه می گذارد !!

یادتان هست ؟ که در کتابهای مقطع ابتدائی چند دهه گذشته ، تمثیل های کتاب فارسی دانش آموزان را ، به جهت آنکه بیشتر برای آنها جاذبه داشته باشد و خوب موضوعات مندرج در آنها را بیاموزند ؛ نقش های داخل حکایت های کتاب درسی ، بیشتر به حیوانات مختلف داده می شد تا به آدمها . یکی از این تمثیلها ، داستان معروف روباه و کلاغ بود ! حتما فراموش نکرده اید که روباه حیله گر ، وقتی قالب پنیر بزرگی را در دهان کلاغی که بر روی یکی از شاخه های درخت کهنسالی نشسته بود دید ؛ اشتهایش تحریک شد و برای آنکه آن قالب پنیر را از نوک منقار آن پرنده به معده خودش انتقال بدهد ؛ شروع به تعریف کردن از کلاغ نمود !


از پائین همان درخت که ایستاده بود خطاب به کلاغ ساده لوح می گفت : " به به ، عجب قامت رعنائی ، عجب بال و پر زیبا و خوش رنگی ، عجب سر و سینه برجسته و فراخی " ! ولی چون هیچ واکنشی ازکلاغ ندید ؛ حیله اش را پربارتر کرد و گفت : " من با پدرت دوست بودم ، او صدای بسیار زیبا و دلنشینی داشت ، آیا تو نیز دارای صدائی زیبا همانند پدرت هستی ؟ "
کلاغ نادان که نمی خواست نزد روباه مکار کم بیاورد ؛ فریب او را خورد و دهانش را برای آن " قار قار کریه الاصواتش " باز کرد . باز شدن دهان کلاغ همان و افتادن قالب پنیری که به دهان داشت جلوی پاهای روباه شارلاتان و نابکار همان . با چنین تمثیل هائی بود که به دانش آموزان میهنمان درس زندگی و دانستن راه و روش آن را می آموختند.


دولتمردان کشور ایالات متحده آمریکا ، از یک سو با کشور امارات متحده عربی زد وبند کرده و دولت شان را به مدعی شدن جزایر سه گانه تشویق می کند ؛ و از سوئی دیگر، دست اندرکاران حکومت خودکامه اسلامی را ، که بعد از ادعای سر تا به پا یاوه کشور امارات در باره جزایر سه گانه ، واکنش لازم و تندی را در این زمینه از خودشان نشان ندادند ؛ مورد الطاف سرورانه خودش قرار می دهد و با ابراز خشنودی ازخویشتن داری دولتمردان این حکومت غاصب و اشغالگر ، مورد مهر و تفقد خویش قرار می دهد !


در این رابطه ، فرمانده ارشد نیروی دریائی آمریکا می گوید : " نیروی دریائی ایران ، که اغلب توسط آمریکا به عملیات تحریک آمیز در خلیج فارس متهم می شد ؛ در ماههای اخیر خویشتن داری به خرج داده است !


خبرگزاری آسوشیوتدپرس ، اظهارات دریا سالار جاناتان دبلیو گرینرت ، فرمانده عملیات نیروی دریائی آمریکا را ، در کنفرانس خبری روز چهارشنبه 27 ماه ژوئن 2012 در پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا ) نقل می کند که گفته است : " اوضاع نسبتا آرام است . " !


اوضاع نسبتا آرام است یعنی چه ؟ یعنی که حکومت فرصت طلب آخوندی ، به نفعش نبوده که در شرایط کنونی ، در مقابل اراجیفی که حاکمیت امارات در مورد تنب های بزرگ و کوچک ، و ابومسی گفته ، در کمال قدرت بایستد و به آنها معترض بشود که به اندازه دهانشان حرف بزنند ! دریا سالار جاناتان دبلیو گرینرت هم ، دست نوازشی به سرشان کشیده و این عمل خیانتکارانه آن مدیران بی کفایت و بی لیاقت را مورد تأئید خود و کشورش قرار داده است !


همین خبرگزاری که از خلیج فارس به عنوان کانون بالقوه انفجاری ، در اختلافات واشنگتن و تهران بر سر برنامه اتمی ایران نام برده است ؛ در گزارش خود یادآوری می کند که ایران در اوائل سال جاری به آمریکا هشدار داده بود ؛ که ناوهای هواپیمابرخودش را از خلیج فارس دور نگه بدارد . هرچند که این ناوها ، متعاقبا بدون آنکه با حادثه ای مواجه بشوند ؛ بارها از تنگه هرمز در دهانه خلیج فارس عبور کرده اند .


این دریاسالار به خبرنگاران گفته که نیروی دریائی ایران در رفتار با نیروی دریائی آمریکا در خلیج فارس ، حرفه ای و مؤدبانه عمل کرده است ؛ و به ضوابط و معیارهای بین المللی حاکم بر عملیات دریائی در آبهای بین المللی احترام گذاشته است .


همین خبرگزاری اضافه می کند ، که تحریکات قبلی معمولا توسط شاخه دریائی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام می گرفت که جدا از نیروی دریائی ایران است ! دریاسالار گرینرت گفته که نیروی دریائی پاسداران انقلاب ، پیش از این گاه با قایق های تندرو مسلح ، بیش از حد به کشتی های نیروی دریائی آمریکا نزدیک می شدند ؛ وی در انتهای سخنش گفته است ، صادقانه بگویم ، چنین وضعیتی این اواخر رخ نداده است !


از یک طرف هندوانه زیر بغل رژیم سفاک آخوندی می گذارند ؛ و خفه شدن شدن شان در مقابل رجزخوانی های امارات را ، رفتاری حرفه ای و مؤدبانه قلمداد می نمایند . و از طرف دیگر همچنان دو ناو هواپیمابر خودشان ، به نامهای آبراهام لینکلن و اینترپرایز را ، که متعلق به ناوگان پنجم دریائی آمریکا که در بحرین مستقر است می باشند را نیز ؛  همچنان در آبهای خلیج پارس آماده نگه داشتنه اند !


کلاغهای بی خرد و شعور حکومت اسلامی هم ، با شنیدن این تمجیدهای روبهانه ، اگر رویشان می شد ؟ سه قالب پنیر خوش مزه و مفید جزایر سه گانه را ، بدون کوچکترین شرمی ، در دامان اماراتی ها می انداختند ؛ که مالکیت و حاکمیت آن جزیره ها را ، به ایشان واگذار کنند ! و ارباب شان آمریکا را هم به نان و نوائی پر منفعت برسانند !
 بدیهی است که مراد از حضور ناوهای هواپیمابر آمریکا در آبهای خلیج پارس ، حمایت از هم پیمانان ثروتمند عربشان در مقابل عملیات احتمالی جمهوری اسلامی است ؛ که جهت حضور این ناوگان و ناوهایش درون آبهای خلیج پارس ، و ایفا کردن نقش هایل و نگهبان میان آنها و نظامیان ایران ، باجهای هنگفتی را از ایشان بستانند ! عملی که آنان را ، نزد دوست و دشمن حقیر می گرداند !!
تابستان 2571 آریائی.
محترم مومنی روحی
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed